تبلیغات
ولی العصر - از فرزندت مهدی بخواه

از فرزندت مهدی بخواه

پنجشنبه 3 شهریور 1390 09:04 ب.ظ

نویسنده : سروش بابائی
ارسال شده در: مهدویت ،

دو برادر تبریزی كه سیّد بودند و یكی از آنها روحانی و دیگری بازاری بود، هر دو مُستطیع شده و امكان تشرّف به مكّه و زیارت خانة خدا برایشان فراهم گردید.
برادر كاسب و بازاری به برادر روحانی خود پیشنهاد داد و گفت: به خواستِ خداوند، باید امسال به زیارت خانة خدا برویم و حج بگزاریم!

بقیه نوشته را در ادامه مطلب بخوانید.

به نقل از موعود

مرحوم محمّد شریف رازی، صاحب «كرامات الصّالحین» خاطره‌ای را از زبان مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی سیّد محمّدهادی میلانی ـ از مراجع بزرگ تقلید و مُقیم «مشهد مقدّس» ـ دربارة اهمّیت حج و زیارت «خانة خدا» و عنایت حضرت مهدی(ع) به شیعیان خود آورده كه با توضیحات كوتاهی خدمت خوانندگان خوب تقدیم می‌گردد.

مرحوم حضرت آیت‌الله العظمی میلانی می‌فرمودند:
دو برادر تبریزی كه سیّد بودند و یكی از آنها روحانی و دیگری بازاری بود، هر دو مُستطیع شده و امكان تشرّف به مكّه و زیارت خانة خدا برایشان فراهم گردید.
برادر كاسب و بازاری به برادر روحانی خود پیشنهاد داد و گفت: به خواستِ خداوند، باید امسال به زیارت خانة خدا برویم و حج بگزاریم!

برادر روحانی در پاسخ گفت: من امسال آمادگی و فرصت ندارم، از سوی دیگر مُحرّم نزدیك است و به مجالس متعدّدی دعوت شده‌ام، شما امسال خود به تنهایی برو، من ان‌شاءالله سال دیگر مشرّف خواهم شد.

برادر بازاری هر چه اصرار كرد، سودی نبخشید. به ناچار خود به تنهایی عازم زیارت شد و اعمال و مناسكش را انجام داد و بازگشت.

امّا از برادر روحانی بشنوید، او متأسّفانه پس از چند ماه به دلیل حادثه‌ای از دنیا رفت و فریضة حج به گردن او ماند.
برادر بازاری از این پیشامد و از سستی و اهمال برادر خود خیلی ناراحت و نگران بود و همواره در این اندیشه بود كه آیا او به واسطة برخی از كارهای نیكش مورد بخشایش قرار گرفته یا اینكه اكنون در برزخ گرفتار است؟!

تا اینكه شبی برادر متوفّای خود را در خواب دید كه در باغی زیبا، وضعیّتی دلخواه و فضایی دلگشا زندگی می‌كند و پیش از آنكه از او چیزی بپرسد، برادر روحانی گفت: نگران من نباش، من از نجات‌یافتگانم!

برادرِ بازاری می‌پرسد: چگونه نجات یافتی و مورد لطف واقع شدی؟!
و او پاسخ می‌دهد:
پس از مرگ، مرا به پای حساب بُرده و به جُرم تركِ فریضة حج در مكانی مُتعفّن و تاریك زندانی كردند. در آن فضایِ وحشتناك، زیر فشار عذاب‌های دردآوری بودم تا اینكه دستِ توسّل به دامان مادرم، حضرت زهرا(س)، زدم و ناامیدانه عرضه داشتم: مادر جان! درست است كه من فریضة حج را ـ غیر عمدی ـ ترك كرده‌ام، امّا عمری از حسین عزیزت سخن گفته‌ام. شما از خدا بخواه كه مرا ببخشاید و از این گرفتاری نجات دهد!

این توسّل، كارساز افتاد و پس از آن بود كه درِ زندان گشوده شد و گفتند: آماده شو! مادرت، حضرت زهرا(س) تو را خواسته است!

مرا نزد مادرم بردند و آن حضرت، از امیرمؤمنان(ع) درخواست كرد كه مرا ببخشاید و نجاتم را از خدا بخواهد.

امیرمؤمنان(ع) در پاسخ فرمودند:‌ «دختر گرامی پیامبر(ص)! این شخص بارها روی منبر به مردم می‌گفت: در روایت آمده: اگر كسی فریضة حج را در صورت امكان و توان، ترك كند، هنگام مرگ به او گفته می‌شود: یهودی یا نصرانی بمیر! و اینك خودش این فریضه را ترك كرده است، من چه كنم؟
مادرم فرمود: «او به من توسّل جسته، راهی برای نجات او بیابید

در این هنگام امیرمؤمنان(ع) فرمود: «تنها یك راه به نظر می‌رسد و آن اینكه از فرزندت مهدی(ع) بخواه كه امسال به نیابتِ او حج كند
مادرم از فرزند عزیزش، حضرت مهدی(ع) خواست و آن بزرگوار پذیرفت و من نجات یافتم و اكنون در این باغ زیبا كه می‌بینی، هستم!1

پی‌نوشت‌:1. كرامات الصّالحین، محمّد شریف رازی، صص 257 ـ 258.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کرامات ، امام مهدی ، حج ، آیت الله میلانی ، مُحرّم ، زیارت ، موعود ، امیرالمونیین ، حضرت زهرا ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 شهریور 1390 07:54 ق.ظ